تبليغاتX
شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی ؟

شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی ؟

سخنی از آنچه که نمی توان نهفت !

راستی ، راز مولوی چه بود ؟


 چیز دیگر ماند، اما گفتنش                    با تو روح القدس گوید، نی منش 
نی تو گوئی هم بگوش خویشتن            نه من و نه غیر من، ای هم تو من
همچو آن وقتی كه خواب اندر روی           تو ز پیش خود به پیش خود شوی
بشنوی از خویش و پنداری فلان              با تو اندر خواب گفتست آن نهان
تو یكی تو نیستی ای خوش رفیق           بلكه گردونی و دریای عمیق 
آن توئی زفت است كآن نُهصد تو است      قلزم است و غرقه گاه صد تو است
خود چه جای حدّ بیداری و خواب ؟            دم مزن و الله أعلم بالصواب 
دم مزن تا بشنوی زآن مه لقا                   الصلا ای پاکبازان الصلا
دم مزن تا بشنوی اسرار حال                   از زبان بی زبان که: قم تعال
دم مزن تا بشنوی زآن دم زنان                  آنچه ناید در بیان و در زبان
دم مزن تا بشنوی زآن آفتاب                    آنچه نامد در كتاب و در خطاب

لاجرم كوتاه كردم من سخن                       گر تو خواهي از درون خود بخوان
 ور بگويم عقل‌ها را بر كند                          ور نويسم بس قلمها بشكند
 گر بگويم زان بلغزد پاي تو                          ور نگويم هيچ از آن اي واي تو
 ني نگويم زان كه تو خامي هنوز                در بهاري و نديدستي تموز ...

بو كه فیما بعد دستوری رسد                      رازهای گفتنی، گفته شود
با بیانی كآن بود نزدیكتر                             زین كنایاتِ دقیق ِ مستتر !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 4:1  توسط امید  | 

و باز هم تکامل


گروهی از دوستان گرامی من ، شاید هنوز باور نداشته باشند و یا شاید نپسندند که ما انسان ها به عنوان یک گونه ی زیستی ، همخانواده با موجودات زشت رو و پشمالویی هستیم که در اصطلاح عوام آنها را "میمون" می نامیم . انسان های متعصب فراوانند اما وقتی می بینم که کسی که با او بر سر مسائلی چون دموکراسی ، انقلاب ۵۷ ، عدم سانسور ، حمله اعراب به ایران  ، برده داری ، ارتداد و حتی حقوق زنان تفاهم دارم ، می نویسد :

"هر یک از گونه های مختلف جانداران خلقت مستقل دارند و ارتباطات ترسیم شده در نمودارهای نظریه ی تکامل، خیالی است؛"

حق دارم احساس خطر کنم ، نه !؟

اگر ارتباطات موجود در نظریه تکامل "خیالی" و "تصادفی" باشد ، برای من این میزان تصادف که در لابه لای پوشه "زیست شناسی" در کامپیوترم پیدا کرده ام بسیار جالب توجه است :

- میمون‌های ماده هم عروسک‌بازی را ترجیح می‌دهند

- میمون‌ها قادرند استفاده از نخ دندان را به بچه‌های خود یاد دهند

- ميمون هاي نر هم پيوندهاي دوستي شبيه به انسان با يكديگر برقرار مي كنند

- میمون های بزرگ تصمیم گیری های پیچیده، حسابگرانه انجام می دهند

- میمون ها هم می توانند استدلال قیاسی كنند

- میمون ها هم مانند انسان قابلیت افسوس خوردن دارند

- میمون ها هم اقتصادی فکر می کنند

- میمون ها هم از تماشای تلویزیون لذت می برند

- ميمون ها براي درمان اضطراب خود كوكائين مصرف مي كنند!

- میمون ها از موسیقی مخصوص میمون ها لذت می برند

- شمپانزه ها هم با پیش مغز نابالغ به دنیا می آیند – مانند انسان

- حافظه یادآوری در میمون ها کاملا شبیه آن در انسان ها است

- انسان و شمپانزه برای شناسایی چهره ها از قسمت های مشابه مغز استفاده می کنند

- ‮بابون‌ها توانایی تشخیص کلمات را دارند‬

- و چندین مورد ناچیز دیگر مانند یکسان بودن حدود  ۹۸ درصد توالی دی ان ای انسان با شامپانزه

آیا تمام این یافته ها در تمام این سالها حاصل پیشداوری ها و تحقیقات سوگیرانه گروهی دانشمند ساده لوح یا شیطان صفت است ؟ یا اینکه نیروی شرور و مافوق طبیعی تمام این رد پاهای موهوم را به جا گذاشته تا بشریت را گمراه کند ؟ ... انتخاب با ماست !

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:42  توسط امید  | 

تصویر ناکامل ما از دنیا


نمی دانم تا کنون سعادت هم بازی شدن با یک حیوان خانگی را داشته اید یا نه ؟ ... من خودم بعد سال ها آرزو به دل ماندن تازه این سعادت نصیبم شده ... انسان چیزهایی بسیاری می تواند یاد بگیرد از این موجودات شیرین و دوست داشتنی . از کنش ها و واکنش هایشان . ااز خستگی شان ، هیجانشان و بی حوصلگی شان و ابراز علاقه شان :)

من تقریبا مطمئنم که کسانی که بشر را پدیده ای خاص در عالم هستی می دانند و متکامل شدن او از باقی جانداران را امری ناممکن و محال تلقی می کنند ، هیچکدامشان حیوان خانگی نداشته اند ! ... وقتی درجه فهم و شعور یک سگ یا گربه خانگی را از نزدیک می بینی ، آنوقت حس می کنی که چه ساختارهای مشترکی در وجود این ارگانیسم های طبیعی نهفته است ، حالا گیریم لوب پیشانی یکی ۴۰ درصد حجم مغزش را تشکیل دهد و آن دیگری را ۷ درصد !

بگذریم ... نکته ای که چند روز پیش فکری ام کرد این بود که ... در حال بازی کردن با کیتی(گربه ۷ ساله ی خانه ای که در آن زندگی می کنم) بودم و حرکاتش را زیر نظر داشتم که ناگهان دیدم گوشهایش تکان خورد و شاید در کمتر از یک ثانیه که ذهن من درگیر این بود "چه شد ؟ " صدای در آمد و صاحب خانه مان آمد تو !
در حقیقت کیتی صدای در را زودتر از من شنیده بود ... در حقیقت "در " در آن لحظه ای که من می پنداشتم باز نشده بود ، اندکی زودتر پروسه باز شدن در شروع شده بود ولی زمان لازم بود تا صدای این عمل از حد معینی عبور کند تا گوش های ناقص من آن را بشنود .

این قضیه در بویایی وقتی که انسان و سگ را مقایسه کنیم بیشتر خود را نشان می دهد و در "حرکت" وقتی که تلاش کنید یک مگس را بکشید ! ... تصور شماست که در "یک لحظه" کتاب را روی سر مگس فرود می آورید ، از دید مگس ، این حرکت شما (حدودا ۴۰۰ بار کندتر) اتفاق می افتد !

خلاصه جهان از دید ما ، ارتباط وثیقی با جهان "به آن صورت که هست" ندارد ، ما فقط برای "یک نوع ادراک از جهان" تکامل پیدا کرده ایم . اداراکی ناواضح تر از عقاب ، بی صداتر از گربه ، بی بو تر از سگ ، بی حرکت تر از مگس  ... به عبارت دیگر ، رنگ هایی که می بینیم واقعیت خارجی ندارند ، چشم ما اینگونه تکامل پیدا کرده است که طول موج های فلان تا فلان را سبز ببیند و بهمان تا بهمان را آبی . طول موج است که واقعیت دارد نه برچسبی که اعصاب چشمی ما بر آنها می زنند . ممکن است اداراک چشمی با تعدادی از عموزاده های تکاملیمان مشترک باشد اما با اکثر گونه های حیات نیست . بسیاری از طول موج ها را ما نمی بینیم اما حیوانات دیگر می بینند . در تصور جهان از دید موجودات دیگر تقریبا برای ما غیر ممکن است چون سنسورهای لازم برای ادراک را نداریم .

همه این ها آنجایی به درد می خورد که از اینکه مار چگونه جهان را بو میکشد ! به جای اینکه ببیند ! به شگفتی نیفتیم ... هیچ رجحانی برای برتری یک سنسور بر سنسور دیگر وجود ندارد ... و همچنین برای خفاش های کور هم چندان دل نسوزانیم ... آنها هم فقط تصویر خود را از جهان دارند ! تصویری که به همان اندازه تصویر ما برایشان مفید واقع شده است
---------------------------------------------------------------------------
پ.ن : با تشکر از بیولوژیست محبوبم ، که در ویدئوی عجایب هفتگانه جهان نخستین بار مرا متوجه این داستان کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 0:14  توسط امید  | 

کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران


سلام

اینجا ایران نیست

صدای جمهوری اسلامی

:{

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1391ساعت 3:24  توسط امید  | 

و اما افغانستان ...

                                                             

 
براساس گزارش دولت افغانستان 84 درصد زنان روستایی افغان در برابر خشونت قرار دارند.

به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر ازکابل ، براساس تازه ترین گزارشی که وزارت امور خارجه افغانستان با هدف ارائه به کنوانسیون بین المللی محو خشونت علیه زنان تهیه کرده اعلام شده است:زنان روستایی بیش از زنان شهری در معرض خشونت قرار دارند به گونه ای که 84 درصد آنان با یکی از خشونت های فیزیکی ، روانی یا جنسی مواجه شده اند اما این میزان در میان زنان شهری به 69 درصد می رسد.

براساس این گزارش : نزدیک به دو میلیون زن در افغانستان از افسرد‌گی شدید رنج می‌برند که این میزان ، بیست وهشت درصد کل زنان افغان را تشکیل می‌دهد.

وزارت خارجه افغانستان اعلام کرد : نزدیک به هفت درصد دختران و زنان افغان به ازدواج اجباری وادار می شوند و چنین ازدواج هایی منجر به افزایش خشونت علیه زنان می شود.

جاوید لودین معاون سیاسی وزارت خارجه افغانستان گفت : شصت وسه درصد زنانی که به ازدواج اجباری وادار می شوند ، با خشونت های فیزیکی مواجه شده اند.

این مقام افغان، تهیه چنین گزارشی را کاری دشوار دانست و افزود : بیست درصد خشونت علیه زنان در افغانستان به فرار زنان از منزل منجر می شود.

براساس این گزارش: سالانه دو هزار و سیصد زن افغان خودکشی می کنند و افسرد‌گی شدید یا بیماری‌های روانی، مسبب اصلی خودکشی میان زنان بوده و میزان خودکشی میان آنان رو به افزایش است.

افغانستان در سال دوهزار و سه میلادی به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان ملحق شد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------
پ . ن ۱ : لازم به ذکر نیست که کلیه قضایای مطروحه هیچ ربط خاصی به هیچ چیزی ندارد و هر گونه برداشت مغرضانه از آنها تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت .

پ . ن ۲: خوشبختانه کشور عزیزمان هنوز به این کنوانسیون ننگین ملحق نشده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 0:57  توسط امید  | 

شمه ای از عدالت جهان


مدیرعامل بنیاد بیماری های نادر گفت: 75 درصد از مبتلایان به بیماری های نادر را كودكان تشكیل می دهند.

به گزارش ایرنا، علی داوودیان به مناسبت روز جهانی بیماری های نادر (9 اسفندماه) افزود: بیماری های نادر به بیماری هایی اطلاق می شود كه دارای فراوانی كمتر از پنج نفر در 10 هزار نفر است.

وی گفت: به علت میزان شیوع كم این نوع بیماری ها در جامعه، تشخیص آنها نیز به سختی امكانپذیر است.

داوودیان ادامه داد: این بیماری ها به تدریج، باعث ناتوانی فرد در انجام فعالیت های شخصی می شوند و استقلال فردی این بیماران را از بین می برند.

وی بابیان اینكه 15 هزار نفر كه مبتلا به بیماری های نادر هستند، در كشور شناسایی شده اند، گفت: این بیماری در اندام های مختلف مانند مغز و اعصاب، عضلات، استخوان ها، چشم، پوست، گوش، دستگاه گوارش و اندام های داخلی بروز می كند.

داوودیان ادامه داد: این در حالی است كه بیماری های پوستی و عصبی عضلانی در بیماری های نادر شایع تر است كه از جمله آنها می توان به بیماری پوستی (EB) اشاره كرد.
----------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت : اینجا را هم ببینید . خواستم عکسش را بگذارم ، دلم نمی آید

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 14:20  توسط امید  | 

مادر دهر ندارد پسری بهتر از اين ...


محققان با هدف پيشگيري از انتقال بيماري‌هاي ارثي به نوزادان روش جديدي براي لقاح مصنوعي ابداع كرده اند كه در آن از تخمك‌هاي اهدايي با دي‌ان‌اي سالم استفاده مي‌شود.

به گزارش ايسنا محققان دانشگاه نيوكاسل بر اين باورند كه با استفاده از اين شيوه جديد تا سه سال ديگر مي‌توان از انتقال بيماريهاي ارثي جلوگيري كرد.

در اين شيوه از يك تخمك مادر و يك تخمك اهدايي استفاده مي‌شود كه هسته تخمك اهدايي با هسته تخمك مادر تعويض مي‌شود. در اين حالت كودك هويت خود را از پدر و مادر خود به ارث مي‌برد اما دي‌ان‌اي ميتوکندري خود را از شخص اهداكننده دريافت مي‌كند كه به معني دريافت مواد ژنتيكي از سه انسان است.

محققان انگليسي اكنون توانسته‌اند شش ميليون پوند بودجه براي ارتقاي اين درمان پيشگامانه تضمين كنند. اين در حالي است كه اين روش مباحث اخلاقي فراواني را در پي داشته چرا كه در آن از انتقال دي‌ان‌اي والدين به يك تخمك اهدايي استفاده شده و از اين رو ميزان كمي از برنامه ژنتيكي شخص ثالث منتقل خواهد شد.

قانون‌گذاران در حال حاضر دانشمندان را از كاشت چنين تخمكهايي در بيماران منع كرده‌اند، اما شركت ول‌كام تراست و دانشگاه نيوكاسل از يك كمك مالي 5.8 ميليون پوندي براي تحقيقات آزمايشگاهي به قصد ارزيابي ايمني اين شيوه خبر داده‌اند.

اگرچه 99.8 درصد دي‌ان‌اي انسان از جمله ويژگي‌هاي "قابل مشاهده" به طور مساوي از پدر و مادر به ارث رسيده و در هسته سلول‌ها ذخيره مي‌شوند، كسر كوچكي در ميتوکندري‌ها ساكن شده و تنها توسط مادر به فرزند منتقل مي‌شود.

تاكنون محققان آمريكايي موفق به انجام اين آزمايش بر روي ميمون‌ها و موش‌ها شده‌اند كه از فرزندان سالمي برخوردار بوده و بيماري منتقل نشده است.

محققان انگليسي نيز تاكنون تنها بر روي تخمك‌هاي غير طبيعي و دورريختني لقاح مصنوعي كار كرده‌اند كه احتمال تبديل آنها به جنين سالم بسيار كم است اما بودجه جديد به اين محققان در برخورداري از شرايط آزمايشي بهتر و تخمكهاي سالم كمك خواهد كرد.
+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 21:7  توسط امید  | 

تاملاتی راجع به همه چیز

- خوب به سلامتی ، سال ۲۰۱۱ میلادی هم به پایان رسید و بشریت به سال  پر جلال ۲۰۱۲ گام نهاد ... راستی چقدر زود گذشت ...  ۲۰۱۲ سال !  ... ۲۰۱۲ سال از چه !؟ ... از میلاد حضرت مسیح دیگر  ... غرب سکولار قرن هاست که میلاد حضرتش را مبدا تاریخ خویش ساخته است ... این هم از لطایف روزگار است .

- بانویی هست در وزارت امور خارجه آمریکا به نام بانو "هیلاری کلینتون" ، گویا یک نسبتی هم با زنده یاد "بیل کلینتون" دارد ، باید خواهرش باشد احتمالا .

- نمی دانم کدام ابلهی در جهان این اصطلاح "کشته و زخمی" را در ادبیات ژورنالیست ها وارد کرد . مثلا می خواهند خلاصه سازی کنند : ۱۵۰ نفر کشته و زخمی ... یکهو دلت ریش می شود ... بعد می بینی ۱۰ نفر کشته شده اند و ۱۴۰ نفر زخمی ! ... میخواهند خلاصه کنند ارواح اجدادشان 

- نمی دانم فیلم "آخرین سامورایی" با بازی تحسین برانگیز تام کروز را دیده اید یا نه ؟ ... فیلم به شدت مرتجعانه ولی بسیار خوش ساخت است ! ... بگذریم ... در نسخه پخش شده از رسانه البته ملی ایران ,  یکجای فیلم که سامورایی ها در تدارک جنگیدن با ارتش مدرن ژاپن هستند , جناب تام کروز به قهرمان سامورایی فیلم می گوید : " در زمان های قدیم جنگی بین ایران و یونان درگرفت ... 300 سرباز ایرانی در ترموپیل راه را بر سربازان یونانی بستند و مانع عبور اونها شدن !! ... " فکر می کنم در هیچ جای دنیا حماقت ناسیونالیسم اینگونه ذات متعفن خویش را آشکار نساخته است ! ... تنها مورد قابل مقایسه دیگری که به ذهنم می رسد , فیلم "تروی" بود که فهمیدیم پاریس "دختر برادر آگاممنون" را ربوده است نه آنطور که هومر نادان می گفت "زن برادر آگاممنون" را ! ... یعنی عنایت فرموده اند به سر تا پای تراژدی هومر ! ... حماسه را بعد از 2000 سال عوض کرده اند و اندکی هم خجالت به خود نداده اند ... ما با چه کسانی طرفیم ؟ ... بحث به هیچ عنوان بر سر دو دیدگاه مختلف نسبت به جهان , دو ایدئولوژی , دو راه حل متفاوت نیست ... بحث بر سر حداقلی از شرافت است که در یک سو وجود ندارد

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 19:48  توسط امید  | 

من اینجا ریشه در خاکم !؟


حدود سه سال است که تلاش های من برای خارج شدن ازین مرز پرگهر با شکست مواجه شده است ... اگر این بار هم  نشود ، چه چاره کنم !؟ ...اصلا چرا باید اینهمه بد شانس باشم ؟ ... شاید هم چون دو تن از عزیزترین کسانم ، در آرزوی "نرفتن" منند . به اصطلاح قدما "آه" اینها مرا زمین گیر کرده است .

ادامه تحصیل در ایران احمقانه است . اگر تیر این بار هم بر نشان نخورد ، بیخیال این ماراتن دیوانه وار درس خواندن می شوم . به شهر خود روم و شهریار خود باشم ... اما خودم را چه کنم ؟ در این کشور شهید پرور حضور من و امثال من شوخی ناجور هستی است . خفقان را دوست ندارم . نمی خواهم خفقان بگیرم . نمی توانم خفقان بگیرم . مشکلم این است که نه توان مهار زبان سرخم را دارم  نه شهامت باختن سر سبزم را .

نمی دانم . حالم خوب نیست . حس نوشتن هم نیست . زندگی ام بر سر مهمترین دو راهی خویش قرار دارد . آنور بهشت نیست ، اینور هم جهنم نیست . اما شکست خوردن احساس تلخیست .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 12:13  توسط امید  | 

پرسش هایی درباره سینما

ببخشید دوستان , آیا شما فیلمی در سینمای ایران در نقد سنت سراغ دارید ؟ فیلمی در دفاع از از انسان و زندگی زمینی او ؟ فیلمی در دفاع از ارزش های مدرن ؟ ... تازگی ها (و شاید خیلی پیشتر از تازگی ها) مد شده که روشنفکر- مذهبیان فیلم ساز , با روایت های شبه منصفانه در نقد مفاهیم سکولار و حتی اقشار سکولار ! فیلم می سازند و در نهایت بی طرفی ! هرگونه رذیلت اخلاقی را به آنها نسبت می دهند و زندگی آنان را آنچنان مستغرق در احساس بدبختی بازمی نمایانند که آدمی می پندارد اینها مغز خر خورده اند که خود را از سعادت ساده زیستی و زندگی ایمانی محروم کرده اند ! ... حالا نمی خواهم سر محتوای این فیلم ها بحث کنم و نشان دهم که با استناد به واقعیات تاریخی چه کسانی اهل جنحه و جنایت بوده اند که آنچنان در این موارد چپم پر است که "تو را در این سخن انکار کار ما نرسد" , بلکه می خواهم دو نکته را به پرسش بگیرم :

-         آیا روشنفکران و بزرگان و هنرمندانی چون آقای بهمن فرمان آرا با ساخته تحسین برانگیز "یه بوس کوچولو" و ساخته تحسین برانگیزتر "خانه ای روی آب" و آقای رضا میرکریمی با ساخته تحسین برانگیز "خیلی دور و خیلی نزدیک" و خانم تهمینه میلانی با ساخته تحسین برانگیز "سوپر استار" و جدیدا آقای مازیار میری با ساخته تحسین برانگیز "سعادت آباد" و غیره و غیره ... کار خویش را "جوانمردانه" می دانند , که در شرایطی که زبان اقشار سکولار از پاسخگویی بسته است و شبانه روز از تریبون های رسمی ارکان اعتقادی آنها (و حتی خود آنها) مورد توهین و تحقیر قرار می گیرند , دست به ساخت آثار فاخری از این دست بزنند ؟ ... آیا سنت دوستی این عزیزان تنها در حد نمای آجری و حوض وسط حیاط خلاصه میشود و به حد گفته وزین پوریای ولی نمی رسد که : مردی نبود فتاده را پای زدن ... ؟

 -         از ابتدای پیدایش سینما در ایران تا امروز , آیا می توانید فیلمی را در نقد سنت ها و باورهای سنتی و خرافات سنتی و در دفاع از ارزش های جدید بیابید که ما به ازای فیلم های یادشده توسط هنرمند-روشنفکران فوق الذکر باشد ؟ حتی با احتساب دوره ضلالت خیز پهلوی ؟ ... در سینمای جهان چطور ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 13:30  توسط امید  |